این روزها افکار بسیاری از جوانان معطوف به اندیشه های "ارد بزرگ" (Orod Bozorg) اندیشمند نامدار کشورمان است . برای آنهایی که اهل مطالعه هستند و چند چون افکار ، مسلما نظریه قاره کهن ارد بزرگ ذهنشان را بیش از هر چیز دیگر به خود مشغول نموده است .به طور خلاصه اگر بخواهیم در مورد نظریه قاره کهن صحبت کنیم باید بگویم که ارد بزرگ در آنجا به چرایی وجود قاره ها و چگونگی شکل گیری آنها اشاره می کند و در نهایت پرده از رازی شگرف بر می دارد او می گوید اروپا در زیر سیطره فرهنگ یونان است و در آسیا دو بخش فرهنگ چین و عرب دایه دار میدان هستند حال آنکه تمدن ایران باستان با این که حوزه تمدنی بسیار بزرگتر و غنی تری داشته است اما بخاطر بذر استعمار و خود خواهی بعضی از کشورها کم رنگ شده است . کشورهای محدوده قاره کهن عبارتند از : قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، نیمروزی ترین (جنوبی ترین ) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان .

قسمت صورتی رنگ محدوده قاره کهن را به نمایش می گذارد
او معتقد است این حوزه که شامل بیست کشور می شوند باید تحت عنوان قاره کهن گرد هم آیند . البته ریشه بحث ارد بزرگ حماسی و تاریخی است . او در بخشی از نظریه خود چنین می گوید:
اگر به پیشینه فر و شکوه کشورهای قاره کهن نگاهی بیفکنیم خواهیم دید همه ما خویشاوندانی بسیار نزدیک هستیم به نیرنگهای گوناگون از هم بدور افتاده ایم و بدبختانه امروز هر یک سنگی به سینه می زنیم .
بی هیچ بزرگ نمایی استاد فردوسی والاترین خدمت را در همگرایی این سرزمین به خرج داده است . در اثر جاودانه او می خوانیم که فریدون پادشاه اساطیری سه فرزند داشت به نامهای تور و سلم و ایرج .
تور را به خاور (سرزمین امروزی چین ) و فرزندی را به باختر کشورش که اروپا باشد فرستاد و مرکز فرمانروایی خویش که قاره کهن است را به ایرج ، پاک ترین فرزندش سپرد . جالب است که بدانید نخستین کسی که از این میان کشته می شود همان ایرج است!
او با نیرنگ برادرانش در خاور و باختر کشته می شود . و گویا این آرزوی دیرین سلم و تور امروز به بار نشسته است !!!
فرزندان ایرج هنوز نتوانسته اند سرچشمه خرد جهان را در قاره کهن همگن کنند.
بزرگترین تحدیدی که امروزه بر کل منطقه قاره کهن سایه افکنده است بحث تجزیه طلبی است . نمونه های بارز آن در کشورهای پاکستان، افغانستان ، ترکیه ، عراق و گرجستان دیده می شود .
اجرای نظریه قاره کهن این خطر را به کلی از بین می برد و مجموع این بیست کشور را تحت یک قاره همانند قاره اروپا همگن و یکدست می کند .
همه ایرانیان بدنبال دیدن دوباره مجد و عظمت ایران هستند ایجاد این قاره که تنها بر بستر فرهنگ مشترک شکل می گیرد قسمتی از این خواست دیرین را تحقق می بخشد .
دکتر شیوا صولتی در رابطه با نظریه قاره کهن می گوید : به نظر من ارد بزرگ با این دیدگاه توانسته در حساس ترین مقطع تاریخی از تجزیه کشورهای این ناحیه و خرد شدن در فرهنگهای غیر بومی جلوگیری کند چین در قالب پیمان شانگهای و قراردادهای دو جانبه سعی در حضوری بلند مدت در این منطقه را دارد و از سوی دیگر عربها به جان مردم منطقه افتاده اند با القاعده و شبکه الجزیره ، و از سوی دیگر ، اتحادیه اروپا سعی در اختلاف افکنی در منطقه را دارد . درمان این همه سختی و پلشتی را می توان در این نظریه دید . ایران باید نقش محوری داشته باشد این تنها پیمانی خواهد بود که ما محور اصلی خواهیم بود و اگر ما نباشیم وضع هر روز بدتر از این خواهد شد …
این همان نکته ای است که من هم به آن اشاره نمودم امروز به خاطر سکوت و شاید عدم توجه نخبگان سیاست خارجی ما منطقه قاره کهن محل نقل انتقالات نظامی و گاها سیاسی شرق و غرب شده است حال آنکه ایران و دیگر کشورهای منطقه می توانند با تعامل بر روی تاریخ و فرهنگ مشترک این جریان را به سود کشورهای منطقه تمام کنند .
دکتر رحمت محمدی در مورد نظریه قاره کهن می گوید : به نظر من این نظریه می تواند یک همگرایی بزرگ در سطح منطقه و همین طور در داخل کشورها ایجاد کند .
به جرات می توان گفت این نظریه برجسته ترین نظر و دیدگاهی است که تا کنون برای مقابله با موج تجزیه طلبی مطرح شده است . ارد بزرگ از ریشه ها سخن می گوید ریشه های که هیچ یک از کشورهای منطقه با آن مشکلی ندارند او به زنجیره اتحاد به زیباترین شکل ممکن اشاره می نماید . او بر ما نهیب می زند مبادا گرفتار امپریالیسم شرقی شویم او از ما می خواهد دست به زانوی خویش بگیریم از ما می خواهد در تعاملی مشترک با کشورهای اطراف حقوق تاریخی خویش در سطح جهان را مطالبه کنیم . سخن او برای همه این کشورها نوید بخش و در عین حال می تواند کشورهای شرقی و حوزه جنوب خلیج فارس را به موضع گیری وا دارد . غرب چنانچه در طول تاریخ نشان داده بسیار اندک اما با فکر و منطق پیش خواهد آمد و انتظار نمی رود بتواند در کوتاه مدت بر پتانسیلی که به این شکل آزاد می گردد غلبه کند . پیدایش نظریه قاره کهن باعث ایجاد غرور ملی و جلوگیری از افسردگی جوانان منطقه خواهد شد و خواهد توانست موجب مجد و عظمت کشورمان شود .این حقیر هم با این نظریه کاملا موافقم. امیدوارم با تشکیل قاره کهن به عنوان ششمین قاره جهان ، آینده شکوهمندتری در انتظار کشور عزیزمان ایران باشد .
نظریه قاره کهن برای نقش آفرینی کشور ما به مراتب از گروه بندیهای حال حاضر منطقه ایی کارا تر و مفیدتر خواهد بود پیمان منطقه ایی اکو یا همان سازمان اکو ، پیمان شانگهای و غیره هیچکدام نمی توانند همچون اجرای نظریه قاره کهن تضمین کننده منافع ملی ما باشند .
منابع :
به نظر می رسد به زودی بارکدهای قدیمی به دست فراموشی سپرده شوند. بارکدها ترکیبی از اعداد و خطوط سیاه و سفیدی هستند که پشت تمام محصولات دیده می شوند. اکنون محققان امریکایی موسسه تکنولوژی ماساچوست سیستم برچسب زنی نوآورانه یی به نام «بوکد» را معرفی کرده اند که می تواند جایگزین بارکد شود. «بوکد» بسیار کوچک بوده و در عین حال محتوی حجم بیشتری از اطلاعات نسبت به بارکدهای قدیمی است. «بوکد» یک دستگاه خواندن کدهای دیجیتالی مکانیزه است که به تازگی در Siggraph2009 ، مهم ترین نمایشگاه بین المللی بزرگ ترین دستاوردهای انفورماتیک گرافیکی و فناوری های تعاملی معرفی شد. چشم انسان «بوکد» را همانند یک نقطه نورانی قرمز می بیند این در حالی است که با یک بررسی دقیق تر این کد دیجیتالی به صورت سیستمی دیده می شود که از یک دیود ساطع کننده نور ساخته شده است. روی این دیود یک لنز و یک برچسب به قطر کمتر از سه میلیمتر قرار گرفته است. در «بوکد» رمزگشایی اطلاعات با استفاده از یک دوربین با فوکوس نامحدود میسر می شود. این دوربین روی نقاط نورانی این دیود فوکوس می کند و تصویر دقیق اولیه یی از برچسب را ارائه می کند. سپس نرم افزاری که توانایی عرضه اطلاعات نهایی را به کاربر دارد، این تصویر اولیه را دوباره پردازش می کند. به گزارش مهر این سیستم جدید نسبت به بارکدهای کلاسیک از مزایای بالاتری برخوردار است. اولین مزیت، کاهش ابعاد بارکد است به طوری که پهنای کد دیجیتالی از 30 به 3 میلیمتر رسیده است. همچنین امکان ذخیره کردن مقدار بیشتری از اطلاعات در هر برچسب از دیگر مزایای «بوکد» است. به علاوه نسبت به بارکدهای فعلی امکان خواندن «بوکد» از فواصل دورتر امکان پذیرتر است به طوری که اطلاعات روی «بوکد» حتی از فاصله چهار متر نیز قابل خواندن است. از دیگر مزایای این سیستم جدید، دوربینی است که این کدها را می خواند. در حقیقت دوربین های عادی تلفن های همراه نیز قادرند این کدها را بخوانند
کشیدن ناخن روی میز، شلوار جین یا روی دیوار می تواند به عنوان تازه ترین کنترل کننده تلفن همراه، پخش کننده های موسیقی و سایر دستگاه های دیجیتالی معرفی شود. این سیستم جدید که محققان دانشگاه کارنگی ملون توسعه داده اند، Scratch Input نام دارد. این سیستم در حقیقت نوعی حسگر صوتی است که از یک استتسکوپ (همانند گوشی های پزشکی) ساده مشتق شده است. به گزارش مهر این حسگر می تواند اصوات کشیده شدن ناخن را در بسامدهای بین 6 هزار تا 13 هزار هرتز ردیابی کند. محققان در این خصوص اظهار داشتند؛ «با استفاده از این سیستم در صورتی که شما در جیب خود یک تلفن همراه داشته باشید و بخواهید آن را در حالت سکوت قرار دهید، می توانید بدون نیاز به بیرون آوردن دستگاه و تنها با کشیدن ناخن انگشت خود روی شلوار جین این کار را انجام دهید.» Scratch Input می تواند تقریباً روی تمام مواد به استثنای سطوح بسیار صاف و صیقلی مثل شیشه عمل کند.
توفان های غباری در روی زمین هنگام برخورد ذرات غبار به یکدیگر یک میدان الکتریکی ایجاد می کنند و وقتی میدان الکتریکی بار خود را از دست بدهد، صاعقه ایجاد می شود. در مطالعات قبلی دانشمندان تصور می کردند توفان های غباری مریخی نیز شاید به همین شیوه تولید صاعقه می کنند اما تاکنون این پدیده به طور مستقیم رصد نشده بود. برای مشاهده صاعقه در مریخ و دستیابی به شواهد علمی مستدل، «کریستوفر روف» و تیم پژوهشی وی از دپارتمان علوم اتمسفریک، اقیانوسی و فضایی در دانشگاه میشیگان از یک شناساگر جدید استفاده کردند که قادر است میکروامواج رادیویی غیرحرارتی را شناسایی کند. این شناساگر تخلیه بار الکتریکی زیادی را نسبت به امواج حرارتی نشان داده است. بر اساس طیف این تشعشعات رادیویی محققان نتیجه گیری کردند این امواج رادیویی احتمالاً از صاعقه در توفان های غباری مریخی ناشی شده اند. به گزارش ایسنا کشف فعالیت الکتریکی در توفان های غباری مریخ کاربردهای مهمی برای اکتشافات شیمی اتمسفری، سکونت و آماده سازی برای اکتشافات انسانی می تواند داشته باشد.
زمانی که خبر پخش شد به شدت حیرت آور بود. اکنون بشر قدمی بزرگ در شناخت جهان برداشته بود و ما در پس دروازه یی قرار داشتیم که ما را به سوی عالمی بسیار بزرگ تر و پیچیده تر رهنمود می کرد. تا قبل از سال 1924 میلادی همیشه رصدگران آسمان شب اجرامی مه آلود را در میدان دید تلسکوپ خود می دیدند. آنها می دانستند این اجرام ماهیتی جدای از ستارگان دارند. اما اینکه واقعاً چه هستند را هیچ کس نمی دانست. حدس هایی زده می شد، اما تمام این گمان ها هرگز ورای یک ایده نبوده است. تا سال 1908 حدوداً 15 هزار جرم مه آلود در کتابی به نام کاتالوگ عمومی جدید (NGC) جمع آوری شده بود. جهانی که می شناختیم تا آن زمان تنها به زمین، منظومه شمسی و کهکشان خودمان ختم می شد. اما دانشمندی امریکایی به نام «ادوین هابل» در سال 1924 میلادی که در رصدخانه مونت ویلسون در کالیفرنیا کار می کرد، توانست رازی سر به مهر را بگشاید. او اعلام کرد کهکشان راه شیری تنها یکی از میلیاردها کهکشانی است که در عالم وجود دارد. او پی برد که برخی از این اجرام مه آلود که گاه می توان دسته یی از ستارگان را در آن تشخیص داد، عضوی از کهکشان راه شیری نیستند بلکه آنها کهکشان هایی مستقل هستند؛ کهکشان هایی با ابعاد و اشکالی گوناگون که در فواصلی گاه تا چند صد میلیون سال نوری از ما واقع شده اند.
ما و منظومه شمسی مان در مجموعه یی به نام کهکشان راه شیری قرار داریم و کهکشان راه شیری تنها یکی از میلیاردها کهکشان کیهان است و کهکشان راه شیری، در عالم، کهکشانی عادی با اندازه یی متوسط است.
دانشمندان برای شناخت کهکشان های دوردست، از بررسی کهکشان راه شیری به عنوان نزدیک ترین نمونه در عالم شروع می کنند. امروزه می دانیم یک کهکشان متشکل از مجموعه یی از میلیون ها ستاره، سحابی (ابرهای گازی)، غبار، منظومه های ستاره یی (همانند منظومه شمسی خودمان)، سیاهچاله ها و بقایای ستارگان مرده، خوشه های ستاره یی و... است. تمام این اجزا به دلیل آنکه در دام گرانش یکدیگر هستند مجموعه یی را به نام کهکشان تشکیل داده اند. گاهی پیش می آید که دو یا چند کهکشان که در نزدیکی هم قرار دارند، به دور یکدیگر می چرخند و شاید طی میلیون ها سال با یکدیگر برخورد کنند و حتی درهم آمیزند که حاصل، معمولاً کهکشانی جدید و به شکلی متفاوت خواهد بود.
در سال 1927 میلادی «یان اورت» اخترشناسی هلندی پی برد که اجزای تشکیل دهنده کهکشان ها به دور مرکز کهکشان در حال چرخشند. برای نمونه منظومه شمسی ما با تمام اجزایش (خورشید، سیاره ها و...)، همگی با سرعتی حدود 250 کیلومتر در ثانیه به دور مرکز کهکشان راه شیری در حال گردش است.
سحابی ها ابرهای گازی شکل عظیمی هستند که عموماً از هیدروژن تشکیل شده اند. سحابی ها محل تولد و گاه مرگ یک ستاره اند و مجموعه یی از ستارگان که معمولاً از یک سحابی به صورت مشترک زاده شده اند، عضوی دیگر از کهکشان را به نام خوشه های ستاره یی تشکیل می دهند. برخی از خوشه های ستاره یی از قدیمی ترین اجزای کهکشان ها به شمار می روند. ستارگان بزرگ، بعد از مرگ به سیاهچاله تبدیل می شوند. گمان می رود در مرکز کهکشان راه شیری هم اîبرسیاهچاله یی با گرانشی بسیار قوی که موجب به دام انداختن تمام اجزای کهکشان شده، واقع است. زمانی که از روی زمین به سمت مرکز کهکشان راه شیری که بسیار درخشان است، می نگریم، به دلیل وجود غبار میان ستاره یی، با تلسکوپ های نوری نمی توانیم آن مرکز بزرگ و درخشان را مشاهده کنیم.
کهکشان ها از لحاظ شدت فعالیت های قسمت های مختلف شان، مانند بازوها یا مرکز و همچنین شکل قرارگیری اجزای آن به دسته های گوناگونی تقسیم می شوند. کهکشان راه شیری در این بین از نوع مارپیچی میله یی است. به صورتی است که گویی در مرکز آن جرم زیاد به صورت یک میله مستقیم خارج شده است و در ادامه بازوهای پیچ خورده را تشکیل داده است. بازوهای کهکشان، پیرامون کهکشان کشیده شده و امتداد یافته است. کهکشان ما دارای دو بازوی اصلی بزرگ و چند بازوی کوچک است و آنچه ما در زیر آسمان شب مشاهده می کنیم، همان چیزی است که در شرق به نام «راه کاهکشان» یا «راه مکه» است که همچون نوار مه آلودی به نظر می رسد. راه کاهکشان در واقع همان بازوهای کهکشان هستند که متشکل از هزاران هزار ستاره است.
400 سال پیش «گالیله» از اولین افرادی بود که با تلسکوپ کوچک و دست ساز خویش راه کاهکشان را رصد کرد و دریافت که این نوار شبح گون متشکل از هزاران ستاره است. قبل از «گالیله» بسیاری از افراد نوار راه شیری را پدیده یی برخاسته از جو زمین می دانستند. در گذشته (مانند داستان منظومه شمسی که می پنداشتند زمین در مرکز منظومه شمسی است)، بسیاری این اندیشه را داشتند که منظومه شمسی ما در مرکز کهکشان راه شیری واقع شده است و دیگر اجزا به دور آن در حال گردشند. اما در سال 1918 میلادی «هارلو شپلی» اخترشناس امریکایی توانست به طور دقیق ثابت کند که منظومه شمسی ما نه تنها در مرکز کهکشان نیست، بلکه در اطراف کهکشان راه شیری و در یکی از بازوهای آن واقع شده است.
|
الیزابت رویت - ترجمه؛ عبدالله مصطفایی |
آیا تا به حال این سؤال را از یکدیگر یا از خود پرسیدهایم؟ اگر هم پرسیده شده جواب شما چه بوده است؟ به تعدادی از جوابهای احتمالی زیر توجه کنید:
خسته و کوفته از کار روزانه، فرصت نداریم،رسیدگی به امور منزل، درس و مشق بچهها، پرداخت انواع قسط و بدهی، ایستادن در انواع صف،عادت نکردهایم و با این چیزها خو نگرفتهایم و از اول زندگی برای خودمان چنین چیزی به نام عشق و عاشقی را تعریف نکردهایم، به ما این چیزها را یاد ندادهاند( ما نه پدرمان عاشق مادرمان بوده و نه مادرمان این قبیل مسائل را به ما آموخته است و هزار جور گرفتاری دیگر.
این درحالی است که خیلی از خانوادهها در روابط زناشویی همواره از یک نگرانی و یا یک اتفاق بد که ممکن است از سوی همسرشان پدید آید رنج برده بهطوری که روابط دوستانهشان را تهدید میکند.
انگار که این حالت مانند یک کابوس همواره آنان را تهدید و یا تعقیب میکند. در حالی که زن و مرد در ابراز عشق و محبت نسبت به هم بایستی خالص، مداوم و بیپرده باشند. اما عشق چیست؟ شما چه مفهومی از عشق در ذهن خود دارید و در فکر شما معنی عشق چیست؟
شاید بتوان عشق را اینگونه تعریف کرد:
ع = علاقه، ش = شدید، ق = قلبی
در نتیجه عشق یعنی علاقه شدید قلبی. بیایید این علاقه شدید قلبی را در خود زنده نگه داریم. بد نیست در اینجا یک مدل خوب و ساده را از نوع نگاه و نگرشمان نسبت به ازدواج، زندگی و مرگ برایتان بیاورم. توجه کنید:
انتخاب همسر، عاقلانه
زندگی زناشویی، عاشقانه
حسن خسروی: همشهری آنلاین
همشهری آنلاین- معصومه کیهانی :
بزرگترین دزد شادمانی و رضایتمندیهای انسان، ناسپاسی و زیادهخواهی است
این جمله زیبا و بسیارغنی از نظرمفهومی را در یک مقاله خواندم. از آن جملههایی است که علاقهمندید چند بار آن را تکرارکنید تا هرچه بیشتربه منظورنویسنده نزدیک شوید و درهربارتکرار، مفاهیم جدیدی نظرشما را به خود جلب میکند.
دقیقا در این جمله میتوان اهمیت دسترسی به دایره وسیعی از واژگان را به خوبی دید و احساس کرد.در واقع دریک جمله عمیقترین ارتباط ملموس بین ناسپاسی و احساس خوب رضایت از خود و شادی نسبتا پایدار، بیان شده است.
فردی که نسبت به آنچه دارد و آنچه بدست میآورد، ناسپاس است و همواره بیشترو بیشترمیخواهد؛ درعمل، اجازه بروز شادمانی و احساس رضایت را درخود نمیدهد و به دیگرمعنا، هرگونه شادی را از وجود خود میرباید.
احساس کمبود درموارد مختلف، به لحاظ مالی، جسمانی و روحی و در روابط فردی و اجتماعی، زمینهساز ایجاد احساس ناسپاسی و قدرنشناسی است. به عبارت دیگر وقتی شما صرفا بر روی کمبودهایتان درزندگی متمرکز میشوید به طورطبیعی، این نوع برخورد باعث افزایش این احساس در زندگیتان میشود. درحالی که یک سپاسگزاری ساده بر هر چیزی در زندگی شما انعکاس دارد؛ به گونهای که حداقل باعث توقف این روند میشود.
بیتردید شما میتوانید با این روش، زندگی خود را تغییر دهید اما مهمترین نکته این است که شما درصورتی به دگرگونی مثبت و تحول خواهید رسید که با تمام وجود احساس قدردانی کنید؛ به گونهای که از سلول سلول بدن شما احساس رضایتمندی و سپاسگزاری منعکس شود.
بسیاری از روانشناسان برآنند شکرگزاری صرفا یک تمرین ذهنی نیست بلکه در واقع این سادهترین روش سپاسگزاری است. اما شکرگزاری واقعی زمانی نمود مییابد که از فکر و ذهن گذر کرده و با رسوخ در قلب، نهایتا به بیان و احساسی قوی و ماندگار منتهی شود.
اگر میخواهید این روش برخورد با مسایل زندگی، در وجود شما پایدار و تثبیت شود باید بدون وقفه آن را بکار ببندید تا شادمانی و آثار مثبت حاصل از آن را فراسوی تصور خود تجربه کنید.
این آثارمثبت دقیقا به دلیل انتخاب روش قدردانی در زندگی است. به طور طبیعی کسی که این روش را با قوت بکار میگیرد به آنجا میرسد که اساسا خواست خاصی را دنبال نمیکند و چه بسا جاده برای رسیدن به هرچیزی برایش هموارشده است. زیرا روش سپاسگزاری همچون جسمی مغناطیسی هردری را به سوی فرد باز میکند

